اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
109
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
در سر راه اصطخر ، كه به طرف شمال مىرود ، در جهت شمال [ و رو به جادهاى كه به ] مغرب ايران مىرود ، مكان گرفته و همواره و هميشه شهر بزرگى بوده است . چيزى كه معلوم و محقق است ، اين است كه « زبيده » زن هارون الرشيد در قرن دوم اين شهر را ساخته يا اينكه در وسعتش كوشيده ، و شاه عباس اول در آنجا ، ابنيهء عاليه بنا نهاده است . طول اين شهر از شرق به غرب ، تقريبا فرسخى و پهناى آن از شمال به جنوب نيم فرسخ است . از كوههايى كه [ در فاصلهء ] دو فرسخى و در مسافت جانب جنوب اين شهر است ، آبهاى بسيارى جارى است كه اين شهر را سيراب مىكند . جمعيت آن در زمان سلطنت صفوى ، اقلا يك صد و پنجاه هزار نفس بوده است ولى اكنون بيشتر از سى هزار نفر جمعيت ندارد ، و در زمينى مسطح و هموار واقع شده است و سى و سه درجه و پنجاه و يك دقيقه عرض دارد . اقمشه حرير و پارچههاى ريسمانى [ كنفى ] به كثرت در اين شهر به عمل آورند . زرگريهاى بسيار در اين شهر ديديم ، و به دكان شمشيرگران و خنجرسازان به تماشا رفتيم . در بلوك و نواحى آن برنج و پنبه و كنجد و گندم و جو و ميوهها و حبوبات از هر قسم فراوان به عمل آيد و كرچك نيز بكارند از براى سوزانيدن روغن آن . تاك انگور در اينجا بسيار است . كشمش و قيسى « 16 » يكى از شعبهء تجارت معتبر آن است . 4 . عقرب اين شهر سخن را از كاشان به پايان نتوان برد ، تا شمهاى از عقرب اينجا بگويم . زيرا تمام مسافرين و سياحان از اين جانور سخن گفتهاند كه در اين شهر بسيار است و ذكر كردهاند و بسى خطرناك شمردهاند . فى الحقيقه در تمام ايران عقرب بسيار است ، و چون عادت ايرانيان بر اين باشد كه در طبقهء سفلى از عمارت ، منزل كنند و در زير زمين بخوابند و بر زمين بنشينند ، لهذا به صدمهء نيش اين جانور كه به كثرت در خانهها باشند ، گرفتار شوند ، زيرا چون نفهمند و غفلتا دست و پاى خود بر آن گذارند ، به لسع « 17 » او دچار شوند . از قرارى كه شنيديم و خود نيز به تجربه ديديم ، در كاشان بيشتر از اصفهان و قم و تهران نيست . لسع اين جانور با سوزش كمى است و ابدا موجب هلاكت نمىشود . خاصه به جاى نيش او اگر بعضى ادويههاى نافعه از قبيل ترياك و روغن زيتون و « قلىطيار » « 18 » و غيره مالند ، در اين صورت هيچ خطرى نخواهد داشت .
--> ( 16 ) . قيسى - يكى از انواع زردآلو كه بسيار شيرين و مطبوع است . ( 17 ) . لسع - گزيدن مار و عقرب و غيره ( 18 ) . قلىطيار - خاكسترى كه از حمض ( - اشنان ) گيرند . اشنان گياهى است از تيره اسفناجيان كه خاص نواحى گرم كويرى است ( به لاتين : Alcali Volatil ) .